سفری به دالان شمخال

به نام بزرگترین زیباآفرین هستی

عصر پنجشنبه هفتم تیرماه ۹۷ حال و هوای ایستگاه گلبهار مشهد در بلوار آزادی، بهاری بود.. علاقمندان حضور در برنامه شمخال آراسته به کوله و لبخندی یکی یکی از راه رسیدند و کوله ها داخل صندوق اتوبوس جاسازی و لبخندها به اتوبوس منتقل شد و کوله ای که مهجور ماند بود به اتوبوس منتقل و صاحبش با تاخیری به جمع ملحق شد و لبخندش کمی بزرگتر از ما بود چون در مدت انتظار ما برای آمدن اتوبوس، کفشی برای راحتی در دره خریده بود که فرزبودنش جالب و از تاخیرش با لبخندی گذشتیم.
تا دوراهی قوچان یک نفر با آژانس در تعقیب تیم بود که با التماسش توقف نیم ساعته ای داشته که در این زمان از اتوبوس پیاده شده و عکسی گرفته و به مطالبی در مورد تاریخچه شهر قوچان گوش فرا دادیم تا بلاخره به تیم ملحق شدند، جالب اینکه ایشان برنامه دیگری هم تا مسافت زیادی با آژانس در تعقیب تیم بودند و با یادآوری این دو مورد کنارهم بسیار تعجب کردم…
هر اتوبوسی حال و هوای مخصوص مسافرانش را دارد و ما هم مستثنی نبوده و بخاطر تولد یکی از دوستان و کیکی که برایشان تدارک دیده بودند حسابی خوش گذشت.
خورشید آخرین بارقه های نورش را بر سر زمین می ریخت و درختان از پشت شیشه های غبار گرفته، با نور برایمان دلنوازی می کردند و خورشید از پشت برگها و ساقه هایشان به ما چشمک میزد که در لحظه باش و خوش باش.
به لطف راننده طبیعت دوستمان، از جاده قدیم باجگیران که مسیر کوتاه تر اما زیباتری دارد عبور کرده و از مناظر زیبای روستای امامقلی لذت بردیم.
بعد از قریب پنج ساعت به پارک باجگیران که محل شب مانی تیم بود رسیدیم که وسایل نقلیه پارک شده حکایت از شلوغی پارک داشت و تیم های زیادی در آن حضور داشتند.
ابتدا سرپرست محترم و مسئول فنی تیم از اتوبوس پیاده شده تا محل کمپ را مشخص کنند؛ سپس همراه با کوله ها به بالاترین قسمت پارک رفتیم که کنار محوطه بازی بچه ها بود و تعدادی از دوستان که کودک درونشان حال و هوای شیطنت داشت از فرصت استفاده نموده و کمی بازیگوشی کردند.
همه چادرها کنار هم برپا شد و افرادی که چادر نداشتند از فضای آلاچیق ها بهره بردند و قرص ماه در آسمان نوازشگر چشم ها و سوژه عکاسی علاقمندان شد و بعضی از فرصت استفاده و چرخی در بازار نیمه تعطیل زدند و مایحتاجشان را خریدند.
شام و خواب و بی خوابی دوستان بعد از تایم خاموشی و صدای خنده های ریز و درشت باعث  تذکر دوستانه ای هم شد که برخی رعایت و برخی…
خواب عمیقی داشتم که با صدای اذان و موذن جوانتری از خواب خوش پریدم و بلاخره ساعت ۵ صبح با رعایت احترام به حقوق دیگر تیم ها از پارک بیرون زدیم و با اتوبوس تا روستای شمخال رفته و از آنجا با کوله های سبک مسیر دره زیبای شمخال را پیش گرفتیم.
هوای دلچسب بود و یاران سرمست و دالان شمخال پر ز هواخواه و ادغام تیم ها دور از ذهن نبود و ما هم مستثنی نبودیم؛ درمحلی که برای نرمش توقف داشتیم ضمن معرفی مجدد ارکان تیم توسط سرپرست محترم جناب هوشیار به افراد گفته شد که به هیچ عنوان از تیم جدا نشده و با تیم های دیگر ادغام نشوند که خدا رو شکر همه رعایت کردند به حدی که خواهان ادغام بقیه هم با تیم ما بودند که البته این امر به هیچ وجه امکان پذیر نبود زیرا ما در قالب باشگاه آزادگان یک تیم مشخص داشتیم.
دره «شمخال» در استان خراسان رضوی و ۵ کیلومتری مرز ترکمنستان قرار دارد. این دره به طول ۱۸ کیلومتر، از روستای کوهپیمایه ای شمخال در کیلومتر ۷۰ جاده قوچان به باجگیران آغاز می شود و در سوی دیگر به اراضی درونگر در جاده قوچان به درگز ختم می شود که از شمال شرقی به کوه «آسلمه» و از جنوب شرقی به رودخانه دائمی «کال شمخال» محدود است. جاده تا روستای شمخال آسفالته است و از تونل بلند باجگیران که ۴٫۵ کیلومتر و فاقد روشنایی هست، عبور می کند.

این روستا بنای تاریخی کهنی ندارد اما اقلیم مساعد، خاک مرغوب و منابع غنی آب، تاثیر فراوانی در شکل گیری روستا داشته است. مردم این روستا به زبان کردی کرمانجی صحبت می کنند و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند. جمعیت این روستا بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵حدود ۵۰۰ نفر است. درآمد اکثر مردم روستای شمخال از فعالیتهای زراعی، باغداری و دامداری تامین می شود و گروهی از مردم نیز در امور خدماتی و تولید صنایع دستی اشتغال دارند. کشت دیم و آبی در روستا رواج دارد و بیشتر محصولات زارعی روستا، گندم، جو و علوفه است و انگور، گردو، بادام، زردآلو، آلبالو از محصولات باغی و سردرختی روستاست. بخشی از ارتفاعات پیرامون روستا پوشش مرتفعی دارد و بخشی دیگر صخره ای که کوهنوردان بسیاری در تمام طول سال به این ارتفاعات صعود می کنند و دیواره ای مجزا که تیزی سر آن شبیه قله دماوند می باشد به گفته راهنمایی، برای مسابقات سنگنوردی هم استفاده می شود.

وجه تسمیه نام این دره زیبا با چشمه سارهای متعدد، آبشارهای زیبا، درختان سر به فلک کشیده گردو، انجیر، زردآلو، چنار، بید و سپیدار، جریان آب زلال و دیواره های عظیم و پر صلابت صخره ای تا ۲۰۰ متر وبا عرض کم و شباهت بخشی از آن با طاق بستان بیستون کرمانشاه، از شمخال که نام یک نوع تفنگ قدیمی و دست ساز و قوی به زبان کردی کرمانجی در زمان نادرشاه بوده است، گرفته شده که ضرب المثلی به این مضمون که «مگر تیر شمخال به تو خورده است» هم دارند که برای افرادی به کار می رود که در واکنش به یک اتفاق نه چندان مهم، گریه و ناله بسیار سر می دهند.

به گفته راهنمایی این دره، سومین دره دنیا از لحاظ زمین شناسی می باشد که از درون پارک ملی تندوره به پیش می رود و ما پس از طی مسافتی حدود ۷ کیلومتر به مکانی به نام حمام رسیدیم، اینجا تو رفتگی عظیمی در دل دره وجود دارد که رد آب در بالای آن دیده می شود، قبلا از همه دیواره ها مانند دوش حمام، آب می ریخته اما حالا فقط روی دیواره ها آب جریان داشت و حسابی کثیف بود. چشمه ای هم درآن وجود داشت که شخصا از آب آن استفاده نکردم و جالب اینکه فقط تا اینجا آنتن وجود داشت.
از حمام اول تا کبوترخانه چهار صخره بزرگ وجود داشت  که گذر از آنها احتیاج به حمایت دارد و اینجا مسئول فنی تیم ما جناب سعیدی راد و دوستان باشگاه احد حسابی زحمت کشیدند اما گاها دوستانی با پرشهای حساب شده از آنها عبور می کردند که خود این پرشها جای ابهام داشت که اصلا صحیح هست؟ اگر کسی دچار پیچ خوردگی مچ می گردید گل تیم اذیت میشد اما خدارو شکر که فقط هیجانش نصیب ما گشت.
رسیدن به کبوترخانه خالی از کبوتر، بعد از آن همه هیجان بسیار دل انگیز بود و صرف نهار، جان تازه ای به همه داد و بعد از گرفتن عکسهای یادگاری و پاکسازی محیط به حرکت ادامه دادیم.
از کبوترخانه تا دوآبی حدود یک کیلومتر فاصله بود که چون آنجا دو آب سرد دره شمخال و کمی گرمتر و آب آفتاب خورده دره دُر بادام به هم می رسند، دوآبی نام گرفته است.
از اینجا به بعد دره کمی باز می شود و رود «درونگر» شکل می گیرد. رود درونگر با حجم آب زیاد به سمت روستای محمدتقی بیگ و شهرستان درگز سرازیر می شود. دالان ها، حمام ها و غارگونه های این دره بسیارند و وصف ناپذیر.  چشمه های ابتدای دره در ادامه رودخانه ای را می سازند که شالیزارهای درونگر را سیراب می کند. شمخال دره ای است که در طول سال ویژگی های منحصر به فردی دارد و همیشه آب و هوای بهاری آن دلنواز است.
بوته های تمشک بدون میوه اما گاها دارای گل، زرشهای نارس آویخته به شاخه های بلند گیاه، موسیر، آنوخ، زالزالک، گون و انواع دیگر گیاهان زینت بخش دره بودند. از دوآبی تا پایان مسیر۶ کیلومتر راه باقی بود که بسیار خسته کننده به نظر می رسید اما دیدن دو وانت، برق چشمان دوستان را روشن نمود وبا خوشحالی در ازای ۵هزارتومان به دلخواه سوار شدیم.

گویا در مسیر دره و نزدیکی روستای «دُر بادام» امامزاده ای به نام « امام زاده باء» وجود دارد که زیارت این امامزاده از رسوم ویژه مردم دره شمخال است و اهالی این روستا هر هفته به زیارت این امامزاده می روند و مرسوم است که دختران دم بخت و زنان نازا نیز برای رسیدن به آرزوهای خود ضمن نیایش و دعا از زیر صخره ای در کنار امامزاده عبور می کنند. رقص محلی کردی همراه با انواع سازهای محلی کردی و نوای سازهای محلی دوتار، دهل و سرنا زیبایی خاصی به مراسم جشن و عروسی روستا می بخشد.

فطیرمسکه (نوعی غذای محلی که با نان محلی و کره درست می شود و با دوغ تازه خورده می شود) انوان اشکنه و آش از غذاهای محلی این روستاست.

مردان این دره زیبا به ندرت پوشاک محلی بر تن می کنند اما زنان همچنان از لباس محلی کردی شامل پیراهنی بلند، نیم تنه و شلوار کردی زنانه استفاده می کنند و روسری بلندی با طرحها و نقش های رنگی مزین به زیورآلات بر سرمی بندند. انواع گلیم، جاجیم، قالی کردی و پلاس با طرح ها و رنگ های متنوع و زیبا از جمله صنایع دستی این روستا است.
بعد از رسیدن به محل اتوبوسها و تعویض لباس و گرفتن عکس یادگاری، ساعت دوازه و نیم به مشهد رسیدیم و درحالیکه حضور در یک برنامه مفرح لبخند جانمان را عمیق تر نموده بود به خواب خوشی فرو رفتیم.
از زندگی لذت ببرید قبل از اینکه لذت زندگی کردن رو از دست بدهید.
گزارش نویس: زهرا محسنی

توصیه هایی برای این سفر:
۱٫از روستای شمخال که ابتدای مسیر هست و دره کم عرض اما دارای چشمه های زیادی است در یک پاکوب و پشت سرهم حرکت نمایید تا آسیب کمتری به محیط وارد شود.
۲٫اگر امکان ثبت نام و حضور در برنامه خاصی رو نداشتید به هیچ وجه به صورت شخصی اقدام به حضور در برنامه نداشته باشید چون تیم هیچگونه مسئولیتی در قبال شما ندارد.
۳٫به پوشش مناسب برای حضور در هر برنامه ای توجه فرمایید تا دچار اتفاقات ناخوشایند نشوید.
۴٫درست است که دره پیمایی احتیاج به باتون ندارد اما برای عبور راحت از رودخانه هایی که کف آن قابل مشاهده نیست، در صورت خستگی و آسیب بسیار کارآمد است.
۵٫ از تجربیات مربی و سرپرست تیم استفاده نمایید و تصمیمات آنها را جدی بگیرید زیرا آنها به بهای عمرشان آنرا کسب کرده و شما با صرف زمان کوتاهی می توانید از آنها بهره ببرید.

سرپرست و مربی: آقای ناصر هوشیار حسینی

مسئول فنی: آقای سعید سعیدی راد
مربی: خانم زهرا محسنی

امدادگران: زهرا محسنی، شهریار شبستری
مسئول محیط زیست: علی قوی بازو
عقبدار: برادان علیزاده
جلودار: علی قوی بازو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *